تبليغاتX
(....... -
 

 

زيرزمينيات با سُس اينترنت

 

ديروز تلفني با لیلا  راجع به پستي كه گذاشته صحبت مي كرديم و ازم خواست يه چيزي بنويسم ... راستش من نه شاعرم نه نويسنده ام نه هنرمندم و نه كارشناس.. ولي چون هميشه دوست داشتم يه كتابخونه اندازه ي زمين فوتبال داشته باشم به خاطر همين درباره ي اين موضوع چند خطي مي نويسم

تو اين چند سال اخير همونقدر كه كميت آثار ادبي رسيده به آسمون و كيفيتش چسبيده به زمين ، همونقدر هم اوضاع چاپ و نشر كتاب رسيده به عمق هزارپا زير زمين .... البته نبايد هم جارو جنجال كرد كه آي مردم .. ادبيات در خفقان به سر ميبره .. چون همه چيز در اختناق هست .. از ادبيات و سينما و موسيقي و هنرهاي تجسمي بگير برو تا برسي به كارگاه رنگرزيه مش ترابعلي حوالي ِ ابرقو... اينكه چرا وضعيت اينجوري هست و چرا ما نمي تونيم كتاب چاپ كنيم و چرا نمي تونيم كتاب خوب بخونيم و اصلا چرا نمي تونيم قصه ي خوب بنويسيم ... مثنوي ِ هفتاد من كاغذه ... وبه هرحال ايران يه كشور منحصر به فرده .. يعني تو اين زمينه ها يا قانون نداريم يا قانون داريم و بي خيالش ..... ولي اينكه خب تو اين شرايط نويسنده هاي ما بايد چه كنند ... يه بحثيه كه مثه همون قانون هامون راه به جايي نميبره .... ولي نويسنده اي كه تو ايران كار مي كنه سه راه بيشتر نداره : اول اينكه بذاره كتابش تو ارشاد سالها ي سال خاك بخوره ، بلكه يه روز يه دري به تخته خورد و يكي كه حالش خوبه و از دنده ي راست بيدارشده و شايد هم خواب نما شده ، مجوز كارشو بده .. دوم اينكه همين آدم داستان هاو شعراشو بذاره تو خونه و هراز گاهي گردگيريشون بكنه و مدام هم واسه خودش بخونه كه ببينه چيزي كم شده يانه ... و آخر اينكه دل رو به دريا بزنه و كارشو بذاره رو نت تا همگان حظ ببرند .... من هيچ كدوم از اين راه ها رو قبول ندارم ( زحمت كشيدم ) ولي اينجا قرار نيست قبول داشته باشيم يا نداشته باشيم .. نويسنده اي كه از راه ادبيات و نوشتن امرار معاش مي كنه به هيچ وجه نمي تونه دل به دريا بزنه ...چون به هرحال يه عمر نمي تونه توهم كره رو بماله روي نون و بخوره .. حالا خودش اگه اينقدر متوهم باشه قطعا خانواده ش نمي تونن اينقدر خيال پرداز باشن...و اصلا چه ضمانتي هست كه وقتي يه نويسنده كتابشو گذاشت رو نت ، كسي نياد و اون كتاب رو به اسم خودش تموم نكنه ... چون تو اين مملكت گل و بلبل كتابهاي چاپ شده هم مورد دستبرد قرار مي گيرن چه برسه به نت .. قانون كپي رايت و حق مولف هم كه ظاهرا شده  قرتي بازي و سوسول بازي... درضمن با اين اوضاع و احوالي كه پشت پرده ي ادبيات و جايزه ها و مجوزها داره ، ديگه كسي فرصت نمي كنه كتابي كه روي نت گذاشته شده رو بخونه ، تحليل كنه ، نقد كنه ... واگر هم خوشبين باشيم و بگيم همه ي اين كارها انجام ميشه ، از كجا ميشه مطمئن بود كه خالي از غرض ورزي هست  ... اون هم درست زماني كه اهالي ادبيات حتا خودشونو شعبه شعبه كردن و هركدوم مثه يه جزيره عمل مي كنن... رمان نويس ، داستان كوتاه نويس رو قبول نداره ، دومي، مينيمال نويس رو قبول نداره و اينا همگي باهم داستان جنگ نويس ها رو قبول ندارن .... اين زدو بندها و كتك كاري ها بازتابش تو نت هست .... پس اين وسط نجات دادن طفل معصوم و بي گناه ادبيات مثل اندازه گرفتن IQ كرم خاكي ست ...

با اجازه ي ليلاي عزيز من قواعد اين بازي اديبانه را مي شكنم و همه ي دوستاني كه در اين زمينه حرفي براي گفتن دارند دعوت مي كنم  

 

+ >  شیداب  |